10 نشانه فریب در یک رابطه

بی صداقتی راحت تر از چیزی که فکرش را می کنید می تواند زیر رادار پرواز کند

فریب شامل دروغ گفتن، تحریف حقایق، ساختن داستان، پنهان کردن حقیقت، یا به نوعی گمراه کردن کسی است. می تواند برای روابط مضر باشد زیرا اعتماد را نقض می کند.

خفیف ترین شکل فریب، دروغ سفید است. به عنوان مثال، ممکن است به همسرمان بگوییم که شوخی آنها فوق العاده خنده دار بود یا اینکه مدل موی جدید آنها کاملاً بد نیست. همه ما هر از گاهی این کار را انجام می دهیم.

این دروغ‌های سفید کوچک معمولاً بی‌ضرر هستند، اما الگوی دروغ‌گویی ظریف می‌تواند مسیر خطرناکی برای پایین آمدن باشد.
کودکان دروغ های سفید می گویند تا دیگران احساس بهتری داشته باشند.

وقتی دروغ های سفید از تنوع بی ضرر “تلاش برای محافظت از احساسات خود” عبور می کنند، وارد قلمروی فریبنده می شوند. فریب همچنین می تواند شامل جرائم جدی تری مانند تقلب یا گاز گرفتن باشد.

اگر فکر می‌کنید که شریک زندگی‌تان کمی نابهنگام عمل می‌کند، ممکن است تعجب کنید که آیا او شما را به نحوی فریب می‌دهد و در مورد آن چه باید بکنید.

در این مقاله به بررسی این موضوع می پردازیم که فریب در روابط چگونه می تواند باشد، چرا مردم آن را انجام می دهند و چگونه می تواند به روابط آسیب برساند. ما همچنین از یک متخصص روابط می خواهیم نکاتی در مورد چگونگی بازسازی اعتماد در روابط ارائه دهد.

در یک نگاه
فریب در روابط می تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از تظاهر به اینکه به جای بازی پوکر سر کار هستیم تا اینکه عادت سیگار کشیدن خود را از شریک زندگی خود پنهان کنیم. ما ممکن است شرکای خود را فریب دهیم زیرا سعی می کنیم از دعوا اجتناب کنیم، برای تأیید آنها رقابت کنیم، ناامنی های خود را پنهان کنیم یا از آنها در برابر چیزی محافظت کنیم.

با این حال، فریب می تواند برای روابط مضر باشد زیرا اعتماد را تضعیف می کند. داستان‌های متناقض، رفتارهای غیرعادی، زبان بدن طفره‌آمیز و واکنش‌های تدافعی از نشانه‌های فریب است. اگر فکر می‌کنید که شریک زندگی‌تان به‌گونه‌ای مبهم رفتار می‌کند، یا متوجه می‌شوید که او شما را فریب داده است، گفت‌وگوی صادقانه با او در مورد آن و تعیین حد و مرز ممکن است کمک کند.

نمونه هایی از فریب در یک رابطه
این چند نمونه از فریب در روابط است:

گفتن دروغ های سفید: ممکن است به همسرمان بگوییم که در راه شام ​​هستیم در حالی که هنوز در حال آماده شدن هستیم. یا اگر حوصله معاشرت با دوست مزاحم شریکمان را نداشته باشیم، ممکن است وانمود کنیم که روز بعد خیلی زود شروع کرده ایم. همه ما در گفتن این دروغ ها برای جلوگیری از جریحه دار کردن احساسات شریک زندگی خود یا جلوگیری از درگیری مجرم هستیم.
دروغ گفتن: در حالی که دروغ‌های سفید کوچک گاهی اوقات می‌توانند همه چیز را صاف کنند، مواقعی وجود دارد که ممکن است برای جلوگیری از درگیری یا بررسی دقیق، در مورد اینکه کجا هستیم یا در حال انجام چه کاری هستیم، فکر می‌کنیم. برای مثال، ممکن است به جای اینکه بپذیریم که در یک بازی پوکر هستیم، ادعا کنیم که تا دیروقت سر کار کار می کنیم.
پنهان کردن امور مالی: صحبت در مورد پول می تواند سخت باشد، و ممکن است مواردی وجود داشته باشد که در مورد درآمد، بدهی ها یا عادات خرج کردن خود، چه از ترس یا به دلیل فشار حفظ یک تصویر خاص، به سختی صحبت کنیم. به عنوان مثال، ممکن است در مورد اینکه چقدر برای کفش های جدید هزینه کرده ایم، با شریک زندگی خود صادق نباشیم. تحقیقات نشان می دهد که فریب مالی در بین زوج ها بسیار رایج است.

آراستن پس‌زمینه‌هایمان: برای اینکه می‌خواهیم شعله‌ای جدید را تحت تأثیر قرار دهیم، ممکن است حقیقت را در مورد پس‌زمینه‌ی خود یا آنچه واقعاً هستیم، ارائه کنیم و نسخه مطلوب‌تری از خود ارائه دهیم تا تأیید آنها را جلب کنیم.
داستان های ساختگی: ممکن است یک یا دو داستان بچرخانیم تا درک شریکمان از خود را دستکاری کنیم. چه ساختن یک داستان هق هق انگیز برای جلب همدردی آنها یا افزایش دستاوردهایمان برای تحت تأثیر قرار دادن آنها، همه ما در مقطعی آنجا بوده ایم.
حذف اطلاعات: همه ما کارهایی انجام داده ایم که به آن افتخار نمی کنیم. گاهی اوقات، ممکن است تصمیم بگیریم همه دانه ها را نریزیم، و وقتی چیزهایی را با شریک زندگی خود به اشتراک می گذاریم، جزئیات خاصی را حذف کنیم.
پنهان کردن دروغ ها: متأسفانه، ممکن است لحظاتی وجود داشته باشد که ما دروغی گفته ایم، شریک زندگی خود را گمراه کرده ایم، و سپس تمام تلاش خود را کرده ایم تا ردیابی های خود را بپوشانیم، به این امید که او متوجه نشود که ما چه کرده ایم. به عنوان مثال، ما ممکن است کمی در اتاق آنها جست و جو کرده باشیم، چیزی را در این فرآیند شکسته باشیم، و برای پوشاندن آن دروغی ساخته باشیم.
خودداری از احساسات: ممکن است احساسات واقعی خود را سرکوب کنیم و وانمود کنیم که همه چیز درهم و برهم است، نه اینکه به مسائل رسیدگی کنیم و آنها را حل کنیم. ممکن است ادعا کنیم حالمان خوب است، حتی اگر اینطور نباشیم.
پنهان کردن عادات بد: ممکن است استفاده از موادی مانند الکل یا مواد مخدر یا سایر عادات بد را از شریک زندگی خود پنهان کنیم.

تقلب: فریب می تواند به خیانت نیز برسد. ممکن است وسوسه درگیر شدن در امور عاطفی یا فیزیکی خارج از رابطه خود را تجربه کرده باشیم.


گاز لایت: فریب همچنین می‌تواند شامل روشن کردن گاز نیز باشد، جایی که ما شرکای خود را دستکاری می‌کنیم و باعث می‌شویم که به خودشان شک کنند. به عنوان مثال، اگر آنها ما را به چیزی متهم کنند، به جای اینکه مسئولیت اشتباهات خود را بپذیریم، ممکن است آن را انکار کنیم و ادعا کنیم که هرگز آن را نگفته ایم.

فریب در مقابل دروغ
در حالی که فریب و دروغ بسیار شبیه هم هستند، اما دقیقاً یک چیز نیستند.

دروغ به طور خاص به عمل اظهار نادرست اشاره دارد. از سوی دیگر، فریب یک اصطلاح بسیار گسترده‌تر است که شامل هر عمل یا راهبردی می‌شود که برای گمراه کردن یا ایجاد تصور نادرست انجام می‌شود. این می تواند شامل اعمال، کلمات یا حذفیات باشد. دروغ گفتن اساساً زیرمجموعه کوچکتری از رفتارهای فریبنده است.

دروغ گویی
شامل اظهارات نادرست است

به طور خاص به کلمات نادرست یا غیر صادقانه ای که به قصد فریب نوشته یا گفته می شود اشاره دارد.

یکی از انواع فریب است، در میان بسیاری دیگر

فریب
شامل گمراه کردن کسی است

شامل کلمات، اعمال، حذفیات یا طرح هایی است که برای ایجاد تصور نادرست طراحی شده اند

شامل بسیاری از رفتارها، از جمله تقلب، مخفی کردن اطلاعات، گاز دادن، یا ساختن داستان می شود

آیا حذف اطلاعات نوعی فریب است؟
حذف اطلاعات قطعا می تواند نوعی فریب باشد.

برای مثال، ممکن است از گفتن اطلاعات مهم در مورد خود به شریکمان غافل شویم، مانند این که قبلا نامزد یا ازدواج کرده ایم. ممکن است نگران این باشیم که چگونه بر دیدگاه آنها نسبت به ما تأثیر می گذارد. با این حال، هنگامی که آنها متوجه می شوند، احتمالاً از اینکه در مورد آن اطلاعات به آنها اعتماد نشده اند، ناراحت و آسیب خواهند دید.

یا، ممکن است به یک مهمانی برویم که در آنجا با سابق خود برخورد کنیم. ممکن است زمانی که به شریکمان درباره مهمانی می گوییم این اطلاعات را کنار بگذاریم تا از ناراحتی او جلوگیری کنیم. با این حال، اگر زمانی متوجه شوند، احتمالاً از اینکه در مورد آن چیزی به آنها گفته نشده، عصبانی تر می شوند.

یا، ممکن است مشکلات مالی را تجربه کنیم و از گفتن این موضوع به شریکمان خودداری کنیم، زیرا نمی‌خواهیم به او استرس وارد کنیم. با این حال، شفافیت مالی در روابط مهم است، به طوری که شرکا می توانند از یکدیگر حمایت کنند و راه حل هایی را با هم بیابند.

چرا مردم شرکای خود را فریب می دهند؟
ما ممکن است قصد گمراه کردن شرکای خود را نداشته باشیم، اما ممکن است در نهایت در حین عبور از زمین نامرتب روابط، آنها را فریب دهیم.

در حالی که هر موقعیت منحصر به فرد است، برخی از دلایل رایج برای فریب در روابط عبارتند از:

اجتناب از درگیری: ممکن است کمی دروغ بگوییم یا شرکای خود را فریب دهیم تا وارد دعوا نشویم
حفظ تصور از خود: همه ما می خواهیم از نظر شریک زندگی خود خوب به نظر برسیم. ممکن است کمی لاف بزنیم و موفقیت هایمان را اغراق کنیم یا عیب هایمان را کم اهمیت جلوه دهیم تا تصویر خود را حفظ کنیم.
به دنبال تایید: ممکن است برای جلب رضایت شریکمان کمی حقیقت را تعمیم دهیم. برای مثال، ممکن است بگوییم “من هم عاشق پیاده روی در تعطیلات هستم!”، حتی اگر از آن لذت خاصی نبریم.
پنهان کردن ناامنی: ممکن است احساس ناامنی داشته باشیم و از دست دادن شریک زندگی خود هراس داشته باشیم اگر آسیب پذیری های خود را برای آنها آشکار کنیم، بنابراین ممکن است به جای فریب آنها را انتخاب کنیم.
محافظت از آنها: ممکن است سعی کنیم از شریک زندگی خود در برابر چیزهای منفی یا ناخوشایند محافظت کنیم و در عوض او را فریب دهیم. به عنوان مثال، ممکن است بگوییم “مادر من شما را دوست دارد، او فکر می کند شما عالی هستید.

احساس به دام افتادن: در گرماگرم لحظه، ممکن است حقایق را تغییر دهیم یا موقعیت را دستکاری کنیم تا کمتر احساس کنیم در گوشه ای قرار گرفته ایم. به عنوان مثال، اگر آنها موضوعی را مطرح کنند، ممکن است سعی کنیم بحث را به آنها برگردانیم و در عوض آنها را به واکنش افراطی متهم کنیم.
ترس از عواقب: ممکن است سعی کنیم عادت های مضر خود را پنهان کنیم زیرا از قضاوت شدن یا مواجه شدن با عواقب آن وحشت داریم.
حفظ استقلال خود: ممکن است هنوز احساس نکنیم که آماده به اشتراک گذاشتن چیزهای خاصی با شریک زندگی خود هستیم، بنابراین ممکن است برای حفظ احساس حریم خصوصی و استقلال خود، او را فریب دهیم.

چگونه فریب به روابط آسیب می رساند
ما از سابرینا رومانوف، روانشناس، روانشناس بالینی و متخصص روابط استفاده کردیم تا به ما کمک کند بفهمیم فریب چگونه می تواند به روابط آسیب برساند.
فریب به رابطه آسیب می زند زیرا اعتماد هر دو طرف را از بین می برد.

  • سابرینا رومانوف، PSYD
    دکتر رومانوف توضیح می دهد که فردی که فریب می خورد ممکن است برای اعتماد کامل به شریک زندگی خود تلاش کند و باور کند که گفتار، اعمال و رفتار او واقعی است. فریبکار ممکن است برای اعتماد کردن به اینکه شریک زندگی‌شان می‌خواهد با آن‌ها واقعی باشد و از دست دادن آن‌ها می‌ترسد سخت باشد – اگرچه این به یک پیش‌گویی خودساز تبدیل می‌شود زیرا آنها شرکای خود را فریب می‌دهند و در نتیجه آنها را از دست می‌دهند.

اعتماد، صداقت و اصالت ستون های پایه روابط هستند. اگر نتوانیم به شرکای خود اعتماد کنیم و آسیب‌پذیری‌های خود را به آنها نشان دهیم، یا اگر نتوانیم اعتماد کنیم که آن‌ها خود واقعی و واقعی خود هستند، این رابطه احتمالاً طولانی نخواهد بود.

چگونه بفهمم که شریک زندگی من مرا فریب می دهد؟
این 10 نشانه است که نشان می دهد همسرتان ممکن است شما را فریب دهد:

تغییر رفتار غیرقابل توضیح: شریک زندگی شما به طور ناگهانی کاری متفاوت انجام می دهد، مثلاً هر شب دیر به خانه می آید.
داستان های متناقض: به نظر می رسد داستان آنها با آنچه قبلاً به شما گفته اند مطابقت ندارد. برخی از جزئیات تغییر کرده‌اند و به نظر نمی‌رسد که همه چیز اضافه شود.
واکنش‌های تدافعی: آن‌ها به یک موقعیت یا سؤال بی‌گناه با واکنش تدافعی نامتناسب پاسخ می‌دهند.
زبان بدن گریزان: زبان بدن شریک زندگی شما نابهنگام به نظر می رسد. آنها به چشم شما نمی آیند، بدن خود را از شما دور نمی کنند، مدام بی قراری می کنند، یا هنگام صحبت زیاد صورت خود را لمس نمی کنند.
الگوهای ارتباطی تغییر یافته: آنها از موضوعات خاصی اجتناب می کنند، وقتی آنها را مطرح می کنید مبهم، دور و نادیده گرفته می شوند.
پاسخ های مردد: قبل از پاسخ دادن تردید می کنند و قبل از پاسخ دادن، مکث می کنند تا کلمات خود را با دقت انتخاب کنند.

حریم خصوصی محافظت شده: آنها به طور ناگهانی از تلفن یا لپ تاپ خود محافظت می کنند و حتی برای یک دقیقه آنها را بدون محافظت یا دور از دید خود رها نمی کنند. آنها ممکن است برخی از رمزهای عبور خود را بدون اینکه شما را در جریان قرار دهند تغییر دهند.
سکوت رادیویی: گاهی اوقات ناپدید می شوند و نمی توانید از طریق تلفن یا پیام به آنها دسترسی پیدا کنید.
نوسان صمیمیت: ممکن است ناگهان نسبت به شما محبت بیشتری نشان دهند. یا ممکن است از نظر فیزیکی و احساسی از شما کناره گیری کنند.
احساسات درونی: شما فقط این احساس را در دل خود دارید که چیزی اشتباه است و آنها با شما پیشاپیش برخورد نمی کنند. چیزی به نظر می رسد، حتی اگر کاملاً مطمئن نباشید که چیست.

اگر متوجه شدید که شریک زندگیتان شما را فریب داده است، چه کاری باید انجام دهید
یادگیری اینکه شریک زندگی شما شما را فریب داده می تواند قرص سختی باشد، اما نحوه گذر از عواقب بعدی می تواند آینده رابطه شما را شکل دهد.

این چند استراتژی است که ممکن است مفید باشد:

به احساسات خود فکر کنید: طبیعی است که در این موقعیت احساس عصبانیت، خیانت یا آسیب دیدگی کنید. لحظه ای به احساسات خود فکر کنید تا بفهمید چه احساسی دارید و چرا.
احساسات خود را به اشتراک بگذارید: با شریک زندگی خود در مورد تأثیر اعمال او صحبت کنید. به جای اینکه آنها را متهم کنید، با استفاده از جملات “من احساس می کنم” به آنها بگویید که چه احساسی در شما ایجاد کرده است. به‌عنوان مثال، به جای گفتن «تو از من اسرار می‌کنی که به من نگفتی که سابقت به تو پیام داده است»، می‌توانید بگویید «وقتی فهمیدم این موضوع را از من پنهان کردی، ناراحت، غمگین و ناامید شدم.

سعی کنید چیزها را از طرف آنها ببینید: دکتر رومانوف توصیه می کند که به جای سرزنش کردن، به مکالمه با شریک خود از یک مکان کنجکاوی نزدیک شوید و از آنها بپرسید که چرا به جای شرمساری و برچسب زدن به آنها کاری را انجام دادند. سعی کنید چیزها را از طرف آنها ببینید و بفهمید که چرا آنها این کار را کردند. درک رفتار را توجیه نمی کند، اما می تواند اطلاعات بیشتری در مورد نحوه ادامه دادن به هر دوی شما ارائه دهد. اگر شریک زندگی شما به دلیل نگرانی از آسیب رساندن به احساسات شما دروغ می گوید، می توانید در مورد راه هایی برای ایجاد فضای امن برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات آسیب پذیر یا حساس با یکدیگر در آینده صحبت کنید.
رابطه را ارزیابی کنید: بسته به فراوانی و شدت تخلف، ممکن است لازم باشد رابطه را ارزیابی کنید و تعیین کنید که آیا هنوز می توانید با شریک زندگی خود باشید یا خیر. آیا ارزش‌های آن‌ها آنقدر با ارزش‌های شما متفاوت است که این رابطه کارساز نباشد؟ به عنوان مثال، اگر آنها به شما خیانت کرده اند و فریب آنها اساساً اعتماد شما را از بین برده است، ممکن است متوجه شوید که دیگر نمی توانید با آن شخص باشید.

مرزها را تعیین کنید: اگر احساس می‌کنید ارزش‌های شما می‌توانند دوباره همسو شوند و تصمیم دارید با هم بمانید و کارها را حل کنید، مهم است که با شریک زندگی خود مرزهای روشنی ایجاد کنید. این ممکن است شامل تعیین مواردی باشد که در مورد رفتار و ارتباطات در رابطه قابل قبول است و چه چیزی قابل قبول نیست، بحث در مورد پیامدهای نقض مرزها، و تشریح انتظارات برای صداقت و شفافیت. برای هر دوی شما مهم است که در یک صفحه باشید تا به جلو بروید.
به دنبال حمایت باشید: برای حمایت با یک دوست قابل اعتماد، یکی از اعضای خانواده یا درمانگر تماس بگیرید. داشتن کسی که با او صحبت کنید و احساسات خود را با او به اشتراک بگذارید می تواند منبع آرامش و بینش باشد.
خودمراقبتی را تمرین کنید: هنگام عبور از این موقعیت، مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید. خواه درگیر شدن در فعالیت هایی باشد که از آنها لذت می برید، گذراندن وقت با عزیزان یا به دنبال درمان برای خود، مراقبت از رفاه عاطفی شما بسیار مهم است.

بازسازی اعتماد در رابطه شما
اگر شما و شریک زندگی تان روی رابطه خود کار می کنید، مهم است که اعتمادی را که شکسته است، بازسازی کنید تا به جلو حرکت کنید.

این چند استراتژی است که می تواند به شما در بازسازی اعتماد در رابطه خود کمک کند:

ارتباط باز و صادقانه را در اولویت قرار دهید: خطوط ارتباطی با شریک زندگی خود را باز نگه دارید. در مورد دلایل نقض اعتماد صحبت کنید، احساسات خود را بیان کنید و به دیدگاه شریک زندگی خود گوش دهید. صداقت رادیکال را با یکدیگر تمرین کنید و با هم کار کنید تا شیوه های ارتباطی جدیدی ایجاد کنید که از نظر احساسی برای هر دوی شما ایمن باشد و عاری از سرزنش، شرم یا قضاوت باشد.
به آنها فرصت دهید: به شریک زندگی خود فرصت عذرخواهی و جبران آن را بدهید. دکتر رومانوف می‌گوید: «در حالی که شریک زندگی‌تان تلاش‌های صادقانه‌ای برای احیای مجدد ارتباط می‌کند صبور باشید.
اجازه دهید دوباره اعتماد شما را جلب کنند: باید به آنها فرصت دهید تا دوباره اعتماد شما را به دست آورند. دکتر رومانوف می‌گوید اعتماد در موارد متعددی ایجاد می‌شود که ثبات و قابلیت اطمینان را نشان می‌دهد. به شریک زندگی خود این فرصت را بدهید که با حضور در کنار شما و برآوردن نیازهای شما به روش های کوچک، قابل اعتماد بودن خود را ثابت کند و به مرور زمان به تدریج بالا بیاید.

صبور باشید: بازسازی اعتماد زمان می برد و صبر بسیار مهم است. بدانید که بهبودی یک فرآیند تدریجی است و هر دوی شما ممکن است برای بازسازی اعتماد به نفس خود به زمان نیاز داشته باشید.
پیوند عاطفی را بازسازی کنید: روی بازسازی صمیمیت عاطفی در رابطه کار کنید. زمان با کیفیت را در اولویت قرار دهید و در فعالیت هایی شرکت کنید که شما را به هم نزدیکتر می کند.
به مشاور زوج‌ها مراجعه کنید: زوج‌درمانی می‌تواند به شما کمک کند تا از پیچیدگی‌های موقعیت عبور کرده و رابطه خود را بازسازی کنید.
ببخش: بخشش برای ترمیم بسیار مهم است، اما می‌تواند زمان و تلاش لازم را داشته باشد. در نهایت، مهم است که بتوانید شریک زندگی خود را ببخشید، در غیر این صورت یک زخم باز در روابط شما باقی خواهد ماند. زمانی را برای احساس صدمه دیدن خود اختصاص دهید و همانطور که آنها را پردازش می کنید، با سرعت های مربوطه به جلو حرکت کنید. در روند بخشش عجله نکنید و به زور نگیرید، بلکه اجازه دهید در حال حاضر یا در آینده امکان پذیر باشد. اگر شما کسی بودید که اعتماد آنها را شکستید، تمرین کنید که خودتان را نیز ببخشید و با انجام اقدامات مختلف در آینده اعتماد خود را با خودتان بازسازی کنید.

آیا زمان خوبی برای فریب دادن شریک زندگی وجود دارد؟
در حالی که فریب همسرتان ایده آل نیست، اما ممکن است در برخی شرایط قابل قبول باشد، مانند:

برنامه ریزی یک سورپرایز برای آنها
محافظت از آنها در برابر نگرانی یا آسیب
ناتوانی در به اشتراک گذاشتن چیزی با آنها به دلایل قانونی
انتخاب نکردن برخی از افکار یا تجربیات شخصی با آنها برای حفظ حریم خصوصی شما

آیا اگر شریکم مرا فریب داده باشد باید از او جدا شوم؟
تصمیم گیری در مورد جدا شدن از شریکی که شما را فریب داده است یا خیر، یک انتخاب عمیقا شخصی است و به عوامل مختلفی مانند شدت فریب و دلایل فریب شما بستگی دارد. شما همچنین باید مرزهای شخصی خود را در مورد آنچه قابل قبول است و همچنین احساسات خود نسبت به آنها و اطمینان از اینکه آنها دوباره اعتماد شما را نقض نخواهند کرد در نظر بگیرید.


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *